|
زانکه من زاده تابستانم
|

در خانه اي جايمان دادهاي، كه نگاهمان به هر سو كه ميدود، دام بلايي در پيش پاي خويش كنده ميبيند. در بياباني فرويمان فرستاده اي، كه قاصد چشم، از همه جا پيغام سراب ميآورد و خارهاي خيانت، پاي خسته را در خويش ميفشرد.
خدايا!
گذرمان را از باريكه راه هايي انداخته اي كه دشت هاي فريب از فراسوي خانه ها، به انتظارمان نشسته است.
خدايا!
تيرهاي آرزو، بر تخته سنگهاي ناكامي ميشكند و جويهاي باريك اميد، بر زمين تفتيده مي خشكد.
خدايا!
اين عجوزه هزار داماد، آهنگ شكستن عزم مردان كرده است و عمر را به كابين ميطلبد.
خدايا!
اين دنياي هرزه، هر لحظه دامي تازه ميگسترد و خود را براي كسي ميآرايد؛ راههاي به سوي تو را، يا سد سكوي مقام مينهد يا گودال زندگي ميكند، يا دام ثروت ميگسترد يا به خويشمان مشغول ميدارد و يا...ميداني كه بي پرواز از اين موانع نميتوان گذشت.
خدايا!
قدرت پرواز تو را ميطلبيم. چه گذرگاه سختي است اين دنيا و چه تنگه ي صعبي! اين چه طعام آلوده ايست كه مرگ خورنده را تدارك ميبيند! اين چه آب متعفني است كه جگر تشنگانش را ميسوزاند!
خدايا!
اين چه معشوقي است كه شب را در آرزوي هلاكت عاشقان صبح ميكند!
خدايا!
سلامتمان، در گذر از اين تنگنا به دست قدرت توست و بر فراز اين پرتگاه مهلك، دست اميدمان به ريسمان عفو تو آويخته است.
خدايا!
ريشههاي اين علاقه را در خاك وجود ما بخشكان و تارهاي اين وابستگي را در زواياي قلب ما بسوزان.
خدايا!
عشق به اين لجنزار متعفن، جامهي مخالفت تو را بر ما پوشانده است، تو اين جامه را بر تن ما بدر.
خدايا!
حكومت كشور جان با توست، به غير وامگذار.
خدايا!
باغباني اين باغ را به كس مسپار كه اگر جز شيوه مهر تو در آوندهاي اين باغ بدود، برگها به پژمردگي خواهد نشست و اگر جز باران محبت تو بر اين باغ ببارد، پرچمهاي باغ فرو خواهد افتاد و اگر جز نسيم لطف تو به اين بوستان نوزد، غنچهها خواهند مرد.
خدايا!
سنگهاي گناهان ما را از دهان چشمههاي موهبت خويش كنار بزن و دلهاي ما را سيراب زلال مهر خويش گردان. معبودم! شيريني عفت و لذت معرفتت را به ما بچشان و با روشناي ديدارت، چشمان خسته ما را جلايي تازه ببخش.
خدايا!
آفت علاقه به دنيا بر گندمزار ايمان ما زده است، دريابمان، آن چنان كه عابدان و صالحان و برگزيدگانت را دريافتي، چنان كه بندگان ناب و خالصت، را چنان كه عاشقان و معشوقان خويش را با دست هاي گرم محبتت اي پذيرا ترين آغوش بازماندگان!
پروردگارا !
دستمان را بگير كه جز تو نيست دستگيري مارا .
اي رئوف ترين مهربانان و كريم ترين مهروزان!