|
زانکه من زاده تابستانم
|

چهره ها با اشک زيبا می شود
عشق با تصوير معنا می شود
عشق يعنی دل سپردن بر الست
از می وصل الهی مست مست
عشق يعنی ذکر ناموس خدا
يا علی گفتن به زير دست و پا
عشق يعنی جلوه صبر خدا
شرم ايوب نبی از مرتضی
عشق بر دلها شهامت می دهد
عشق بر غم ها حلاوت می دهد
عشق بر دلداده فرمان می دهد
عاشق جانداده را جان می دهد
عشق باعث شد که دل سامان گرفت
پشت درب خانه، زهرا جان گرفت
عشق يعنی انقلاب فاطمه
از کبودی چشم خواب فاطمه
عشق يعنی عشق ناب فاطمه
بيت الاحزان خراب فاطمه
عشق يعنی صحبت بی واهمه
حيدر در بند پيش فاطمه
آنکه خود مرد دلير جنگ بود
دستگير فرقه ای صد رنگ بود
عشق يعنی غسل زير پيرهن
دست بيرون کردن از زير کفن
عشق يعنی صبر در هنگام خشم
عشق يعنی جای سيلی روی چشم
عشق يعنی قلب چون آينه ای
جای ميخ در به روی سينه ای
عشق يعنی انتظار منتظَر
سينه ای مجروح از مسمار در
عشق يعنی گريه های حيدری
دختری دنبال نعش مادری
عشق يعنی طاعت جان آفرين
رد خون سينه بر روی زمين
عشق یعنی .........

من قدرت خواستم ، خدا مشكلاتي در سرراهم قرارداد تا قوي شوم.
من دانائي خواستم ، خدا به من مسائلي داد تا حل كنم.
من سعادت و ترقي خواستم، خدا به من قدرت تفكر و قوت ماهيچه داد تا كاركنم.
من جرات خواستم ، خدا موانعي سرراهم قرارداد تا بر آنها غلبه كنم.
من عشق خواستم، خدا افرادي را به من نشان داد كه نيازمند كمك بودند.
من محبت خواستم، خدا به من فرصتهايي براي محبت داد.
من به هرچه كه خواستم نرسيدم......
اما به هرچه كه نياز داشتم دست يافتم.
پروردگارا شاكرم تو را كه نگفته ميداني و نخوانده مي آيي.
انسان اوغلو آنا ديلدن آيريلماز
ال ديرناقدان، ديرناق الدن آيريلماز
تيکان کولو اوز کامينا چکسه ده
گول بولبولدن، بولبول گولدن آيريلماز
داغين بئلي مارال لارا اويلاق دير
بئل مارال دان، مارال بئلدن آيريلماز
دنيزلره صفا وئرير سونالار
گول سونادان، سونا گولدن آيريلماز
کلمه لره جان باغيشلير ديل- دوداق
ديل دوداقدان، دوداق ديلدن آيريلماز
چک مضرابي گولسون قوپوز گولسون تئل
تئل مضرابدان مضراب تئلدن آيريلماز
ائل اوغلويام، من ائلينم ائل منيم
ائل ((چايلي)) دان، ((چايلي)) ائلدن آيريلماز
یازان: صمد چايلي