تبليغاتX
دلم از نام خزان می لرزد
زانکه من زاده تابستانم

 

زندگي يه پل قديميه به اين فكر نكن كه

اگه تنها ازش بگذري ديرتر خراب ميشه

به اين فكر كن كه اگه افتادي يكي باشه كه دستتو بگيره

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 9:50  توسط سوگند  | 

گاه سکوت يک دوست معجزه ميکنه ،

و تو مي آموزي که هميشه ، بودن در فرياد نيست .

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 12:40  توسط سوگند  | 

 

از خدا پرسيدم:خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟

خدا جواب داد :گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،

با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو.

ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز .

شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن.

زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کنيد

مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر

مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کنی

كوچك باش و عاشق.. كه عشق می داند آئین بزرگ كردنت را

بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی

موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن

فرقى نمي كند گودال آب كوچكى باشى يا درياى بيكران... زلال كه باشى، آسمان در توست

                                                 نلسون ماندلا

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 12:47  توسط سوگند  |