تبليغاتX
دلم از نام خزان می لرزد - یاس بوی مهربانی میدهد
زانکه من زاده تابستانم

 

 

  چهره ها با اشک زيبا می شود
عشق با تصوير معنا می شود

عشق يعنی دل سپردن بر الست
از می وصل الهی مست مست

عشق يعنی ذکر ناموس خدا
يا علی گفتن به زير دست و پا

عشق يعنی جلوه صبر خدا
شرم ايوب نبی از مرتضی

عشق بر دلها شهامت می دهد
عشق بر غم ها حلاوت می دهد

عشق بر دلداده فرمان می دهد
عاشق جانداده را جان می دهد

عشق باعث شد که دل سامان گرفت
پشت درب خانه، زهرا جان گرفت

عشق يعنی انقلاب فاطمه
از کبودی چشم خواب فاطمه

عشق يعنی عشق ناب فاطمه
بيت الاحزان خراب فاطمه

عشق يعنی صحبت بی واهمه
حيدر در بند پيش فاطمه

آنکه خود مرد دلير جنگ بود
دستگير فرقه ای صد رنگ بود

عشق يعنی غسل زير پيرهن
دست بيرون کردن از زير کفن

عشق يعنی صبر در هنگام خشم
عشق يعنی جای سيلی روی چشم

عشق يعنی قلب چون آينه ای
جای ميخ در به روی سينه ای

عشق يعنی انتظار منتظَر
سينه ای مجروح از مسمار در

عشق يعنی گريه های حيدری
دختری دنبال نعش مادری

عشق يعنی طاعت جان آفرين
رد خون سينه بر روی زمين

 عشق یعنی .........  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 0:43  توسط سوگند  |